فاجعه زیستمحیطی؛ خواب شبکه بهداشت و درمان یا بیتفاوتی و ناتوانی محیط زیست؟/محیط زیست قربانی بیمسئولیتی و نظارتهای غایب!
آنچه امروز در مسیر یک رودخانه فصلی و عرصههای طبیعی پیرامون آن در حال وقوع است، صرفاً یک تخلف زیستمحیطی ساده نیست؛ موضوعی نگرانکننده است که میتواند سلامت مردم، امنیت زیستی منطقه و آینده منابع طبیعی را با تهدید جدی مواجه کند.
در مجاورت شهرک صنعتی شهرستان سقز، موضوعی نگرانکننده درباره وضعیت رودخانه فصلی و احتمال ورود پساب و فاضلاب صنعتی به مسیر طبیعی آن مطرح است؛ موضوعی که به دلیل فاصله بسیار اندک رودخانه با محدوده شهرک صنعتی، ضرورت بررسی فوری و دقیق دستگاههای مسئول را دوچندان میکند.
طی حضور و پایش منطقه توسط این رسانه ، مجاورت بسیار نزدیک رودخانه فصلی با شهرک صنعتی و ضرورت بررسی وضعیت دفع پساب در تمام ساعات شبانهروز و تمامی ایام، پرسشهای جدی درباره نحوه مدیریت فاضلاب، عملکرد تصفیهخانه و کیفیت نظارتهای زیستمحیطی ایجاد کرده است.
این موضوع صرفاً یک مسئله عمرانی یا مربوط به دفع فاضلاب نیست؛ بلکه پای سلامت عمومی، حفاظت از منابع طبیعی، کیفیت خاک و احتمال تأثیرگذاری بر منابع آب زیرزمینی نیز در میان است.
ورود فاضلاب شهرک صنعتی سقز به بستر رودخانه فصلی مجاور شهرک صنعتی و در امتداد روستای آلتون، پرسشهای جدی و اساسی را پیش روی دستگاههای مسئول قرار میدهد: چگونه ممکن است پساب حاصل از فعالیتهای صنعتی، بهجای تصفیه اصولی و دفع استاندارد، مسیر طبیعت را در پیش بگیرد؟ تصفیهخانه شهرک صنعتی در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا استانداردهای زیستمحیطی رعایت میشوند؟ و مهمتر از همه، کدام دستگاه مسئول نظارت بر این وضعیت است و تاکنون چه اقدامی انجام داده است؟
طبیعت، قربانی توسعه بدون نظارت
شهرکهای صنعتی قرار است موتور محرک تولید، اشتغال و توسعه اقتصادی باشند؛ اما توسعه صنعتی زمانی ارزشمند و قابل دفاع است که هزینه آن از جیب محیط زیست و سلامت مردم پرداخت نشود. تخلیه مستمر فاضلاب و پساب صنعتی در مسیر رودخانه فصلی، بهویژه در صورت تصفیهنشدن یا عدم انطباق با استانداردهای مجاز، میتواند موجب آلودگی خاک، نفوذ آلایندهها به منابع آب زیرزمینی، آسیب به پوشش گیاهی و تهدید زیستگاههای طبیعی شود.
فصلی بودن رودخانه نیز به معنای بیاهمیت بودن آن نیست. بستر رودخانه حتی در زمان خشکی، بخشی از ساختار طبیعی منطقه است و در زمان بارندگی میتواند آلایندههای انباشتهشده را به نقاط پاییندست که نهایتا به سد لگزی است منتقل کند.پرسش اینجاست: آیا مسئولان منتظر وقوع یک بحران گستردهتر هستند تا تازه به فکر چاره بیفتند؟
شبکه بهداشت و درمان کجاست؟
موضوع فقط محیط زیست نیست؛ پای سلامت عمومی نیز در میان است.اگر فاضلاب صنعتی حاوی ترکیبات شیمیایی، فلزات سنگین، مواد آلی خطرناک یا عوامل بیماریزا باشد، بسته به نوع آلاینده، میزان غلظت و میزان تماس انسان و محیط، احتمال بروز مخاطرات بهداشتی وجود دارد.در چنین شرایطی، انتظار میرود شبکه بهداشت و درمان و معاونت بهداشت شهرستان سقز و دانشگاه علوم پزشکی استان، با همکاری دستگاههای مسئول، موضوع را از منظر سلامت عمومی بررسی کنند.
آیا تاکنون از آب، خاک و رسوبات مسیر آلوده نمونهبرداری شده است؟ آیا احتمال آلودگی چاهها و منابع آب پاییندست بررسی شده؟ آیا ارزیابی خطر برای کشاورزان، دامداران، ساکنان روستاهای مجاور و افرادی که با این محدوده در تماس هستند انجام گرفته است؟اگر چنین اقداماتی صورت گرفته، نتایج آن کجاست؟ و اگر انجام نشده، دلیل این سکوت و تأخیر چیست؟
سلامت مردم نباید قربانی پاسکاری مسئولیت میان دستگاههای اجرایی شود.
محیط زیست؛ ناظر یا تماشاگر؟
اداره حفاظت محیط زیست سقز بهعنوان یکی از نهادهای اصلی مسئول پایش و برخورد با آلودگیهای زیستمحیطی، باید درباره وضعیت این محدوده پاسخ روشن ارائه کند.آیا از خروجی تصفیهخانه شهرک صنعتی نمونهبرداری شده است؟ آیا کیفیت پساب با استانداردهای قانونی مقایسه شده؟ آیا مسیر ورود فاضلاب به رودخانه شناسایی و مستندسازی شده است؟ آیا اخطار قانونی صادر شده و در صورت احراز تخلف، اقدامات لازم برای توقف آلودگی انجام گرفته است؟اگر تخلفی وجود دارد، چرا نتیجه برخورد قانونی به اطلاع افکار عمومی نمیرسد؟و اگر آلودگی تأیید نشده است، چرا نتایج آزمایشهای معتبر و مستندات پایش برای رفع نگرانی مردم منتشر نمیشود؟
محیط زیست صرفاً یک اداره با عنوانی زیبا نیست؛ مسئولیت آن حفاظت از سرمایهای است که متعلق به همه نسلهاست.
مسئولیت شهرک صنعتی و مدیریت فاضلاب
مدیریت شهرک صنعتی نیز باید بهطور شفاف درباره عملکرد سیستم جمعآوری، انتقال و تصفیه فاضلاب توضیح دهد.وجود تصفیهخانه بهتنهایی به معنای مدیریت صحیح پساب نیست. آنچه اهمیت دارد، عملکرد واقعی و مستمر تصفیهخانه، تناسب ظرفیت آن با حجم و نوع فاضلاب ورودی، کیفیت خروجی و نحوه دفع نهایی پساب است.
اگر سیستم تصفیهخانه دچار نقص فنی است، اگر ظرفیت آن پاسخگوی حجم فاضلاب نیست یا اگر برخی واحدهای صنعتی پساب خود را خارج از شبکه استاندارد تخلیه میکنند، باید این مسائل بهصورت دقیق بررسی و با متخلفان برخورد شود.هیچ واحد صنعتی نباید به بهانه تولید و اشتغال، مجوز آلودهکردن طبیعت را برای خود محفوظ بداند.
مطالبه افکار عمومی؛ پاسخ میخواهیم، نه وعده!
اکنون چند مطالبه مشخص پیش روی مسئولان قرار دارد:
۱. بازدید فوری و مشترک اداره حفاظت محیط زیست، شبکه بهداشت و درمان، شرکت شهرکهای صنعتی و دستگاههای مرتبط از محل ورود فاضلاب به رودخانه فصلی.
۲. نمونهبرداری تخصصی و آزمایشگاهی از پساب خروجی، آب، خاک و رسوبات مسیر، متناسب با نوع آلایندههای احتمالی.
۳. بررسی عملکرد تصفیهخانه شهرک صنعتی، ظرفیت واقعی آن و نحوه مدیریت پساب واحدهای مستقر در شهرک.
۴. بررسی احتمال آلودگی منابع آب زیرزمینی، چاهها و اراضی کشاورزی پاییندست.
۵. اعلام عمومی نتایج آزمایشها و اقدامات قانونی انجامشده، با رعایت ملاحظات فنی و حقوقی.
۶. توقف فوری هرگونه تخلیه غیرمجاز و اجرای برنامه زمانبندیشده برای رفع منشأ آلودگی و احیای محدوده آسیبدیده.
کلام آخر؛ طبیعت صدای اعتراض ندارد، اما آثار تخریب آن باقی میماند
ورود فاضلاب صنعتی به بستر رودخانه فصلی، موضوعی نیست که بتوان از کنار آن بهسادگی عبور کرد. این اتفاق، در صورت تأیید آلودگی، زنگ خطری برای سلامت محیط زیست و شهروندان است.امروز باید پرسید: آیا شبکه بهداشت و درمان از ابعاد احتمالی این آلودگی آگاه است؟ آیا محیط زیست وظایف نظارتی خود را بهدرستی انجام داده است؟ آیا مدیریت شهرک صنعتی درباره سرنوشت فاضلاب تولیدشده پاسخگوست؟مردم حق دارند بدانند چه موادی وارد طبیعت میشود، چه خطراتی سلامت آنان را تهدید میکند و چه کسی مسئول جلوگیری از ادامه این وضعیت است.
توسعه بدون رعایت الزامات زیستمحیطی، پیشرفت نیست؛ انتقال هزینههای تولید به سلامت مردم و نسلهای آینده است.
این گزارش یک مطالبه عمومی است؛ مطالبهای برای شفافیت، نظارت، مسئولیتپذیری و پایاندادن به هرگونه آلودگی احتمالی.طبیعت نباید تاوان سکوت و کمکاری احتمالی مسئولان را بپردازد. ده نگی شار پیگیر ماجراست…..









